امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

پسرم آسوده بخواب

چشمانم در تاریکی این لحظه ها میسوزد. قلبم، قلمم، حتی چینی رویاهایم، در این سکوت فراگیر میشکند.   من می مانم و تو و این سکوت شکننده.   در این شبهای با تو بودن من سرشار از توام، و اما تو، سرشار از ستاره های شب.   تو با ستاره ها میخندی و من از لبخند تو. تو با ترانه میخوابی و من با صدای نفس تو. تو در پی عروسک هایت و من در پی دستان سرد تو. تو در رویای فردا و من نگران رویای تو.   پسرم ........................   آسوده بخواب که سیاهی شبها را تنگ در مشت گرفته ام. ...
19 اسفند 1394

سه ساله که با منی

پسر نازنینم ،9 ماه توی وجودم رشد کردی و منم عاشقی کردم و عشقت رو توی وجودم پروروندم. کلی واسه دیدنت انتظار کشیدم و کلی واسه داشتنت خدا رو شکر کردم. و حالا 36 ماهه کنارمی. صبحم با تو آغاز میشه و لبخندت منو تا خود خدا میرسونه. روزم با تو تموم میشه و صدای نفس کشیدنت آرومم میکنه. عطر تنت منو سرمست از داشتنت میکنه. 9 ماهه به خاطر تو از خواسته هام گذشتم و چقدر شیرین بود.  وقتی با وجود دیگران دنبال مامان میگردی، با غرور تو رو به آغوش کشیدم و چقدر به آغوش کشیدنتو دوست دارم. تو با صدای من آرومی و من با صدای تو. تو با لبخند من میخندی و من با لبخند تو. تو همه دنیای منی و من سرمست دنیای...
19 اسفند 1394
1